وقایع و عكسالعمل
- آیا حاضری مسئولیت ۱۰۰ درصد زندگی خود را به عده بگیری؟
- گمان میكنم.
- این پرسشی است كه جواب آن بله یا خیر است. یا آنرا انجام میدهی یا نمیدهی
- خوب حدس میزنم كه مطمئن نیستم.
- آیا تا به حال كسی را بابت وجود هر وضعیتی در زندگیات مقصر شمرده ای؟ آیا تا به حال در مورد چیزی گله و شكایت كرده ای؟
- آه... ا... حدس میزنم كرده ام.
- حدس نزن . فكر كن.
- بله كرده ام.
- بسیار خوب . پس این یعنی اینكه تو مسئولیت صد در صد زندگی خودت را به عهده نگرفتهای. پذیرفتن مسئولیت صد درصد یعنی اینكه اطلاع داشته باشی هر اتفاقی برایت میافتد خودت خالق آن هستی. این یعنی اینكه میفهمی علت همه تجاربت خودت هستی. اگر میخواهی واقعا موفق باشی كه میدانم میشوی، پس مقصر دانستن دیگران و گله و شكایت را كنار بگذار و مسئولیت كلی زندگی خودت را به عهده بگیر. این پیش نیاز خلق زندگی موفق است. فقط با داشتن اطلاعات و آگاهی است كه تا الان توانستهای همه چیز را بوجود آوری و با برداشتن این بار است كه میتوانی آیندهای را كه میخواهی خلق كنی. میدانی جك، اگر آدم بداند وضعیت فعلی را خودش بوجود آورده پس میتواندهمه چیز را آنطور كه میخواهد خلق كند. متوجه شدی؟
- بله آقا، متوجه شدم.
- " آیا میخواهی مسئولیت صد در صد زندگی خودت را به عهده بگیری؟
- بله آقا، میخواهم.
و به عهده گرفتم.
( این فرد به عهده گرفت و زندگی خود و بسیاری از انسانها را متحول كرد. نام او جك كنفیلد است و این داستان و آنچه از این به بعد میخوانید نوشته این بزرگ است. بد نیست بدانید جك كنفیلد استاد بزرگانی مانند آنتونی رابینز، برایان تریسی و بسیاری دیگر بوده است.)
۹۹ درصد شكستها از كسانی ناشی میشود كه عادت دارند عذر و بهانه بتراشند. (جورج واشینگتن كارور)
اگر میخواهید زندگی رویایی خود را خلق كنید، پس باید مسئولیت ۱۰۰ درصد زندگی خودتان را هم به عهده بگیرید. این یعنی همه بهانهها، همه داستانهای قربانی بودنتان، همه دلایلی كه چرا نمیتوانید و چرا تا الان به اهداف خود نرسیدهاید و همه عادتهایی را كه شرایط بیرونی را متهم میكردید و مقصر میشمردید، كنار بگذارید. باید برای همیشه همه آنها را كنار بگذارید. باید در موقعیتی قرار بگیرید كه همیشه قدرت تغییر دادن آنرا داشته باشید، آنرا درست كنید و نتیجه دلخواه را بوجود آورید.
E + R = O
Event + Reflex = Output
خروجی(نتیجه)= واكنش(عكس العمل)+ رویداد(شرایط)
اصل قضیه این است هر نتیجهای كه در زندگی به دست میآورید (موفقیت یا شكست، ثروت یا فقر، سلامتی یا بیماری، آشنایی یا جدایی و...) همه حاصل این است كه چگونه در برابر رویداد یا حادثه قبلی زندگی خود واكنش نشان داده باشید. اگر علاقهای به نتایج فعلی خود ندارید دو راه پیش رو دارید كه می توانید یكی را انتخاب كنید.
1- میتوانید رویداد را بابت فقدان نتایج مقصر بدانید.
به عبارت دیگر میتوانید وضعیت اقتصادی، بیپولی، نداشتن تحصیلات، دولت اجرایی فعلی، همسر، پدر و... را مسئول بدانید. شكی نیست همه این عوامل وجود دارند، اما اگر عامل تصمیم گیرنده اینها باشند هیچكس هرگز موفق نمیشود. بنا براین این عوامل محدود كننده نیست كه شما را محدود میكنند، این شما خود شما هستید كه مانع خود هستید. ما هستیم كه خودمان را متوقف میكنیم. افكار محدود كننده داریم. جلب رفتارهای خودساخته میشویم. با منطق دفاع ناپذیری از عادتهای مخرب خود دفاع میكنیم. از شكست به عنوان پلی برای موفقیت استفاده نمیكنیم. وقت خود را روی جنبههای جزئی زندگی تلف میكنیم. در شایعات دروغین شركت میكنیم. غذای ناسالم میخوریم. ورزش نمیكنیم و بعد تعجب میكنیم كه چرا زندگی ما نتیجه نمیدهد. به هر حال این كاری است كه اكثر مردم انجام میدهند. آنها هر جا كه چیزی و كاری مطابق میل آنها نباشد تقصیر را به عهده شرایط و رویدادهای بیرونی میاندازند و برای هر مسالهای عذر و بهانهای میآورند.
2- میتوانید واكنش خود را نسبت به رویدادها تغییر دهید.
میتوانید طرز تفكر خود راتغییر دهید. ارتباطات خود را تغییر دهید. تصاویر ذهنی خود را تغییر دهید (تصورات شما از خوتان و این دنیا) میتوانید رفتار خود را تغییر دهید. یعنی نحوه عملكردتان را. این تنها چیزی است كه همیشه روی آن كنترل دارید. متا سفانه ما آنقدر به رفتارهایمان عادت كردهایم كه هرگز رفتارمان را تغییر نمیدهیم. ما در واكنشهای شرطی خود فرو رفتهایم. واكنشهایمان در برابر همسر، فرزندان، همكاران، مشتریان و این دنیای بزرگ.
اگر نتایج دلخواهتان نیست واكنشهای خود را تغییر دهید.
پالینور ابزاری برای همگان است. بعضی از آن استفاده نمیكنند. بعضی به اندازه یك مشت بهره میبرند و بعضی زندگی خود و اطرافیانشان را متحول میكنند.
پالینور رویدادی مشترك است. اما نتایج متفاوتی خلق میگردد.
تصمیم بگیرید از همین حالا بهترین واكنش را داشته باشید.

