۱۳۸۸ بهمن ۱۸, یکشنبه

دومین سمینار لیدرشیپ کمپانی پالینور




دومین سمینار لیدرشیپ کمپانی پالینور
زمان: اول تا سوم دسامبر ، سال 2009
مکان : بانکوک ، تایلند



سمینار برگزار شده کمپانی پالینور در بانکوک پایتخت کشور تایلند در منطقه جنوب شرقی آسیا ، برای تمام کسانی که فرصت گرانبهای حضور در این سمینار داشته اند تجربه ای فراموش نشدنی بوده است . در فضایی مملو از انرژی و صداقت پیام الهام بخش (( با تغییر یک قلب در هر لحظه ، دنیا را تغییر دهید.)) برای همگان به ارمغان آورده شد و ویژنها و رویاهای حاضران به افقهای موفقیتهای آینده پیوند زده شد.


 

آقای راسل (مدیر بخش سرگرمی کمپانی پالینور ) اولین روز را با خواندن پیام آقای دیوید گاردنر (مدیرعامل کمپانی پالینور) برای شرکت کنندگان سمینار آغاز نمود.




سپس بزرگترین نتورکر دنیا ،آقای جان میلتون فاگ ، به عنوان سخنران اصلی سمینار تمام شرکت کنندگان را مجذوب افکار و ایده های خود در مورد قدرت گوش دادن کرد .



بعد از آقای فاگ نوبت به اعضای بخش بازاریابی شبکه ای کمپانی رسید که در ابتدا آقای دیل ( بخش بازاریابی شبکه ای کمپانی پالینور) با جملات نیروبخش خود تصویری جاودان از خود بر اذهان حضار حک کرد و قلب تک تک حضار در سمینار را تسخیر کرد.

نفر بعدی از بخش نتورک مارکتینگ کمپانی ، آقای شان نام داشتند که با سخنرانی دوست داشتنی ایشان روز اول سمینار به پایان رسید ، نمی دانم باور می کنید یا نه ، این سمینار باشکوه بدون وجود آقای شان حتما یه چیزی کم داشت.
پالینر دو روز بعدی سمینار را هم با افزایش دو عامل اصلی انرژی و روح صداقت ادامه داد . ولی نکته جالب بعد از روز اول سمینار جمع شدن تیم ها و صحبت و بحث در مورد مسائل مطرح شده در سمینار به صورت خودجوش در لابی هتل محل اسکان بود.



در طول روز های برگزاری سمینار اجرای رقص سنتی مردم تایلند و برنامه های شعبده بازی تکمیل کننده مراسم بودند.

 
دومین روز سمینار از آن روزهایی بود که اگر حضور نمی داشتیم بعدها حسرت میخوردیم که چنین روز بزرگی را از دست داده ایم. به هر حال روز دوم با صحبتهای معلم بزرگ جان میلتون فاگ که حضورش در این سمینار خود مایه مباهات تمام پالینوریها است، آغاز شد که در مورد مهارتهای سخن گفتن و پنج سوال مهمی که باید از خودمان بپرسیم ،صحبت کردند .ایشان همگان را به باز کردن ناگشوده ها و پیدا کردن راههای جدید با این منطق که هیچ کس نمی داند فرصت کجا آرمیده است ، تشویق کردند.
بعد از آقای فاگ بزرگ ، نوبت به آقای دیل رسید که ایشان با تمام انرژی که از ایشان سراغ داشتیم در رابطه با مسئولیت پذیری در برابر خودمان (تعهد به خودمان و باورهایمان) صحبت کردند ، او سالها تجربه خود را با بررسی این جمله که "مردان یا زنانی که به اختیار خود کتاب نمی خوانند از مردان یا زنانی که توانایی خواندن کتاب را ندارند (بیسواد) بهتر یا بدتر نیستند" برای شرکت کنندگان تحلیل کرد. هدیه ارزشمند دیگری که آقای دیل به همگان داد آن بود که " تنها یک مطلب برای امکانپذیر بودن یک تغییر مهم است ، آگاهی از مسیر و نتایج مثبت آن در مقابل عوامل منفی و مسئله مهم دیگر هوشیارانه قدم گذاردن درمسیر ،تداوم و داشتن مقصد مشخص می باشد. انرژی جمع زمانی که این لیدر با تجربه ناگهان با گروه کوچکی از لیدرها و با موسیقی هیجان انگیزی که در محیط پخش می شد، شروع به رقصیدن کرد به اوج خود رسید، چقدر زیبا و خاطره برانگیز بود.
موضوع صحبت آقای شان در روز دوم پروراندن اشتهای دستیابی به موفقیت های بزرگ در لیدرها با تکنیک های موفقیت و روش ایجاد یک تیم بزرگ را به روشی ساده برای لیدرهای کمپانی پالینور تحلیل کرد. ایشان رهبری با بینش درست را اولین قدم برای شروع و عامل دیگر را برنامه ریزی درست می دانست و در نهایت ایشان از لیدر ها تمرکز روی ساختن دیگران ، مشتاق بودن بیشتر از جذاب بودن را خواستار شد . با آنها جوری رفتار کنید که آنان باور داشته باشند که همراه با شما نمی توانند بازنده باشند .
باز هم روز دوم با اجراهای سنتی زیبایی از فرهنگ غنی تایلندی بخش های میان برنامه جذابیت های خود را به همراه داشت ... اما باز هم برنامه ادامه داشت ...



در همین روز خانم تیمسن (مدیر پروژه های کمپانی پالینور) در مورد تاریخچه اینترتینمنت (سرگرمی) و برنامه های آتی کمپانی برای گسترش و نوسازی آن در سال 2010 صحبت کرد و از همگان ، همکاری با کمپانی در پیشبرد این پروژه را خواستار شد.
نکته جالب در این سمینار پر بودن مفاهیم کلیدی در آن بود همانطور که در عکسها قابل مشاهده است تمام لیدرها همواره مشغول نکته برداری از تمام جنبه های صحبتهای سخنرانان بودند.


روز آخر سمینار هم با صحبتهای معلم افسانه ای نتورک ،جان میلتون فاگ، آغاز شد. در این قسمت ، به رهبران اجازه پرسیدن هر سوالی که در ذهنشان بود ،داده شد. آقای فاگ تقریبا دو ساعت کامل صرف بحث در مورد سوالات مطرح شده توسط لیدرها کرد و واقعا به زیبایی سوالات لیدرها را پاسخ گفت .



آقای شان در روز دوم شروع به سخنرانی کردند از مهمترین و فراموش نشدنی ترین قسمتهای سخنان آقای شان متنی بود که در مورد نوشته های روی سنگ قبر انسان تهیه شده بود ، داستان چگونگی مواجه شدن با خط تیره روی سنگ قبر که گویای کل زندگی است، و چقدر زیبا و نکته سنج این داستان نوشته شده بود.

بعد از آن آقای دیل آمدند روی صحنه ، برای همگان داستانی شوکه کننده را تعریف کنند ، در نهایت متوجه شدیم داستان زندگی خود ایشان بوده است .داستان او به وضوح به همگان نشان می داد که ایشان به انتخاب خود به این میزان رشد کرده اند ...سپس ایشان تمام تجربیات خود را در مورد زندگی صادقانه در اختیار بقیه قرار دادند و به آنها استفاده از این تجربیات را توصیه کردند.
روز سوم تماما شگفتی بود، آقای دیل به همه حضار هدیه ای داد ، هدیه اش یک عدد کلید بود ،یک کلید که همراه یک پیام و بخشی از قلب بزرگ این مرد مهربان بود . این همان قلبی بود که شب قبل برای کل این جمع آرزوهای بزرگ کرده بود.
در روز سوم لیدرهای اول کمپانی از دست نماینده آقای گاردنر لوح تقدیر و یک کپی از کتاب جدید آقای جان میلتون فاگ ،الان زمان نتورک مارکتینگ می باشد، با امضای خود ایشان دریافت کردند ...در متن نوشته شده به دست خط آقای فاگ ، اغلب به زیبایی از لیدر ها برای اینکه نتورکر شده اند تشکر شده است ...
چهار نفر از لیدرها فرصت این را پیدا کردند که برای شنوندگان سخنرانی کنند ،چنان سخنرانی تاثیرگذاری انجام دادند که سخنرانان اصلی سمینار خواستار دادن وقت مازاد به آنها برای ادامه مطالبشان شدند.
آقایان فاگ ، دیل، شان، راسل، دیوید گاردنر و خانم تیمسن هدایایی به رسم یادبود از طرف تیم های مختلف شرکت کننده در سمینار دریافت کردند که جدا دست بچه ها درد نکند سنگ تمام گذاشتن ...



در انتها اعضای تیم کمپانی کیک یادبود دومین سال فعالیت کمپانی را بریدند، کیک هم مثل تمام چیزهای دیگر دومین سمینار شگفت آور بود، بزرگتربن کیکی بود که تا به حال همگان دیده بودند...



دومین سمینار رهبری کمپانی پالینور پیاده سازی افسانه ای از چیزی بود که به مدت دو سال در اذهان ساخته شده بود، این سمینار نمونه ای شد نه تنها برای کسانی که در کمپانی پالینور هستند بلکه برای تمام کمپانی ها و افرادی که تصمیم می گیرند دنیا را تغییر دهند. این سمینار لبریز از حجم زیادی از ایده های جدید بود، دانش حسی عمیق ،تکنیک های عملی و تئوری در رابطه با توسعه خودشناسی وتواناییهای فردی ،کارگاه تعیین اهداف ، صداقت خالص و الهام بخش ...همه و همه یکجا جمع شده بودند. با تمام این صحبتها پالینور اثبات کرد که متعلق به تمام کاربرانش است و این پایان راه نیست همانطور که قبلا وعده داده شده بود...
در آینده نزدیک متن کامل سخنرانیها را قرار خواهیم داد ...

۱۳۸۸ بهمن ۱۶, جمعه

دولت و فرزانگی ...

دولت و فرزانگی ...

 
فقط یک ساعت از زندگی‌ات باقی مانده‌است.


فقط یک ساعت از زندگی‌ات باقی مانده‌است.


فقط یک ساعت از زندگی‌ات باقی مانده‌است.


فقط یک ساعت از زندگی‌ات باقی مانده‌است.


یادتان می‌آید؟ نگویید که «حکایت دولت و فرزانگی» را فراموش کرده‌اید. کتاب کوچکی، به بزرگی هزاران رؤیا. اگر داستان جملات بالا را یادتان نیست، همین حالا به کتاب برگردید و آن را پیدا کنید و بخوانید. مطمئنم تا تمام کردن کتاب، از آغاز تا پایان، زمینش نخواهید گذاشت.


پس از ماجرای جملات بالا، درس دولت‌مرد را به یاد دارید؟


«در آینده هرگاه با مشکلی مواجه می‌شوی، و راه دولت آکنده از موانع است، این تهدید را به یاد بیاور. به خاطرت بیاور که مشکلی که با آن روبه‌رو هستی همان‌قدر به تو نامربوط است که این تهدید. شاید این کار به نظرت واقع‌بینانه نیاید؛ چون تویی که باید با مشکل دست و پنجه نرم کنی. اما لازم نیست اضطراب آن را بر شانه‌هایت حمل کنی. با بگذاری مشکل آن‌قدر مهم شود که به تو ضربه بزند ... سفر شاید پیش از رسیدن به تسلط، دراز و دشوار باشد؛ اما هرگز از آن دست نکش. به تو قول می‌دهم که ارزشش را خواهد داشت. روزی خواهی آموخت که تسلط بر تقدیرت و جامه‌ی عمل پوشاندن به رؤیاهایت هدف غایی زندگی است. مابقی بی‌اهمیت است»


دلم می‌خواهد تمام کتاب را در این‌جا نقل کنم. این کتاب، و ده‌ها کتاب و صدها مطلب این وبلاگ و مطالب دیگر را، برای این نخوانده‌ایم که یادمان برود. که خودمان را به دست حادثه‌ها بسپاریم. «نگذار ترس هدایت‌گر تو باشد. ترس بدترین دشمن توست. برادر تردید است. بی‌باک و جسور باش ...»


همین حالا، به سراغ این کتاب بروید.


شاد باشید!



۱۳۸۸ مهر ۲۳, پنجشنبه

وقایع و عكس‌العمل

وقایع و عكس‌العمل




- آیا حاضری مسئولیت ۱۰۰ درصد زندگی خود را به عده بگیری؟

- گمان می‌كنم.

- این پرسشی است كه جواب آن بله یا خیر است. یا آنرا انجام می‌دهی یا نمی‌دهی

- خوب حدس می‌زنم كه مطمئن نیستم.

- آیا تا به حال كسی را بابت وجود هر وضعیتی در زندگی‌ات مقصر شمرده ای؟ آیا تا به حال در مورد چیزی گله و شكایت كرده ای؟

- آه... ا... حدس می‌زنم كرده ام.

- حدس نزن . فكر كن.

- بله كرده ام.

- بسیار خوب . پس این یعنی اینكه تو مسئولیت صد در صد زندگی خودت را به عهده نگرفته‌‌ای. پذیرفتن مسئولیت صد درصد یعنی اینكه اطلاع داشته باشی هر اتفاقی برایت می‌افتد خودت خالق آن هستی. این یعنی اینكه می‌فهمی علت همه تجاربت خودت هستی. اگر می‌خواهی واقعا موفق باشی كه می‌دانم می‌شوی، پس مقصر دانستن دیگران و گله و شكایت را كنار بگذار و مسئولیت كلی زندگی خودت را به عهده بگیر. این پیش نیاز خلق زندگی موفق است. فقط با داشتن اطلاعات و آگاهی است كه تا الان توانسته‌ای همه چیز را بوجود آوری و با برداشتن این بار است كه می‌توانی آینده‌ای را كه می‌خواهی خلق كنی. می‌دانی جك، اگر آدم بداند وضعیت فعلی را خودش بوجود آورده پس می‌تواندهمه چیز را آنطور كه می‌خواهد خلق كند. متوجه شدی؟

- بله آقا، متوجه شدم.

- " آیا می‌خواهی مسئولیت صد در صد زندگی خودت را به عهده بگیری؟

- بله آقا، می‌خواهم.

و به عهده گرفتم.

( این فرد به عهده گرفت و زندگی خود و بسیاری از انسانها را متحول كرد. نام او جك كنفیلد است و این داستان و آنچه از این به بعد می‌خوانید نوشته این بزرگ است. بد نیست بدانید جك كنفیلد استاد بزرگانی مانند آنتونی رابینز، برایان تریسی و بسیاری دیگر بوده است.)

۹۹ درصد شكستها از كسانی ناشی می‌‌شود كه عادت دارند عذر و بهانه بتراشند. (جورج واشینگتن كارور)

اگر می‌خواهید زندگی رویایی خود را خلق كنید، پس باید مسئولیت ۱۰۰ درصد زندگی خودتان را هم به عهده بگیرید. این یعنی همه بهانه‌ها، همه داستانهای قربانی بودنتان، همه دلایلی كه چرا نمی‌توانید و چرا تا الان به اهداف خود نرسیده‌اید و همه عادتهایی را كه شرایط بیرونی را متهم می‌كردید و مقصر می‌شمردید، كنار بگذارید. باید برای همیشه همه آنها را كنار بگذارید. باید در موقعیتی قرار بگیرید كه همیشه قدرت تغییر دادن آنرا داشته باشید، آنرا درست كنید و نتیجه دلخواه را بوجود آورید.

E + R = O

Event + Reflex = Output

خروجی(نتیجه)= واكنش(عكس العمل)+ رویداد(شرایط)

اصل قضیه این است هر نتیجه‌ای كه در زندگی به دست می‌آورید (موفقیت یا شكست، ثروت یا فقر، سلامتی یا بیماری، آشنایی یا جدایی و...) همه حاصل این است كه چگونه در برابر رویداد یا حادثه قبلی زندگی خود واكنش نشان داده باشید. اگر علاقه‌ای به نتایج فعلی خود ندارید دو راه پیش رو دارید كه می توانید یكی را انتخاب كنید.

1- می‌توانید رویداد را بابت فقدان نتایج مقصر بدانید.

به عبارت دیگر می‌توانید وضعیت اقتصادی، بی‌پولی، نداشتن تحصیلات، دولت اجرایی فعلی، همسر، پدر و... را مسئول بدانید. شكی نیست همه این عوامل وجود دارند، اما اگر عامل تصمیم گیرنده اینها باشند هیچكس هرگز موفق نمی‌شود. بنا براین این عوامل محدود كننده نیست كه شما را محدود می‌كنند، این شما خود شما هستید كه مانع خود هستید. ما هستیم كه خودمان را متوقف می‌كنیم. افكار محدود كننده داریم. جلب رفتارهای خودساخته می‌شویم. با منطق دفاع ناپذیری از عادتهای مخرب خود دفاع می‌كنیم. از شكست به عنوان پلی برای موفقیت استفاده نمی‌كنیم. وقت خود را روی جنبه‌های جزئی زندگی تلف می‌كنیم. در شایعات دروغین شركت می‌كنیم. غذای ناسالم می‌خوریم. ورزش نمی‌كنیم و بعد تعجب می‌كنیم كه چرا زندگی ما نتیجه نمی‌دهد. به هر حال این كاری است كه اكثر مردم انجام می‌دهند. آنها هر جا كه چیزی و كاری مطابق میل آنها نباشد تقصیر را به عهده شرایط و رویدادهای بیرونی می‌اندازند و برای هر مساله‌ای عذر و بهانه‌ای می‌آورند.

2- می‌توانید واكنش خود را نسبت به رویدادها تغییر دهید.

می‌توانید طرز تفكر خود راتغییر دهید. ارتباطات خود را تغییر دهید. تصاویر ذهنی خود را تغییر دهید (تصورات شما از خوتان و این دنیا) می‌توانید رفتار خود را تغییر دهید. یعنی نحوه عملكردتان را. این تنها چیزی است كه همیشه روی آن كنترل دارید. متا سفانه ما آنقدر به رفتارهایمان عادت كرده‌ایم كه هرگز رفتارمان را تغییر نمی‌دهیم. ما در واكنشهای شرطی خود فرو رفته‌ایم. واكنشهای‌مان در برابر همسر، فرزندان، همكاران، مشتریان و این دنیای بزرگ.

اگر نتایج دلخواهتان نیست واكنشهای خود را تغییر دهید.

پالینور ابزاری برای همگان است. بعضی از آن استفاده نمی‌كنند. بعضی به اندازه یك مشت بهره می‌برند و بعضی زندگی خود و اطرافیانشان را متحول می‌كنند.

پالینور رویدادی مشترك است. اما نتایج متفاوتی خلق می‌گردد.

تصمیم بگیرید از همین حالا بهترین واكنش را داشته باشید.

۱۳۸۸ مهر ۱۹, یکشنبه

سخن روز

امروز
روزیست که تو بر می خیزی
و تمام چیزهای خوبی را که داری
جشن می گیری
امروز٬ تمام خوب بودنهایت را جشن بگیر
تو ٬ بودنت را جشن بگیر

۱۳۸۸ شهریور ۳۱, سه‌شنبه

Don't the afraid

Don't the afraid

Of the hurdles

To get to the TOP



۱۳۸۷ دی ۱۲, پنجشنبه

به جهان چالشهای سخت خوش آمدید



contact us